کلمات بامزه

راميلا يك سري از حرفهاي جالب مي زنه كه لازم دونستم اين حرفاش هم بنويسم تا وقتي بزرگ شد ببينه و بخونه كه كلمات رو چطور ادا مي كرد .
براي مثال راميلا خانم به :
مامان ساناز ميگه : مامان ناناز
بابا اتابك ميگه : بابا اتا
مادر مامان ميگه : آنا
پدر مامان ميگه : بابايي
مامان پدر ميگه : مامانا
دايي آرش ميگه : دايي آري
دايي تايماز ميگه : دايي تامي
عمو مهران میگه : عمو
زن عمو لیلا میگه : لییلا
عمو رامیار میگه : لاملار
زن عمو مهرنوش میگه : كاله
دختر عمو آیناز میگه : آیناس
پسر عمو علي ميگه : علي
عمو بابک : بابی
عمه ندا : نییدا
عمه هما : همما
به خيار ميگه : كيار
به خرگوش میگه : کرگوش
به قورباغه ميگه : قور قور
وقتي بهش ميگيم تركي يا لري ميگه : لوريييي
وقتی بهش میگیم رامیلا خانم میگه : اونم یعنی جونم
به همه هم ميگه : لورو
به شیطون می گه : شییطون
به انگشت دست هم میگه : اگوش
وقتی می خواد بگه بده میگه : دده
وقتی می خواد بگه بیاین میگه : ایا ایا
وقتي ازش مي پرسيم چي خوردي ميگه : اگوجه گوجی
جدیداً هم یاد گرفته به غذا خوردن به غیراز اگوجه گوجی میگه : آبگوشت بعضی وقتا هم میگه : ات ( گوشت )
وقتي ميره پارك به تاب بازي مي گه : تاب تاب عباسي
وقتی بهش میگیم ما رو چند تا دوست داری میگه : سیییتا
وقتي ميره حمام ميگه : آب بازي
به خداحافظي ميگه : باباي




کلمات بامزه 
